ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )
20
معجم الأدباء ( فارسي )
فراوان نياز افتد ، هر چند فقير بود . و گفتهاند كه ادب آموزيد كه ادب در سفر هم صحبت است و در حضر مونس است و در تنهايى همنشين است و در محافل ، جمال آدمى و وسيلهاى است طلب حاجت را . ابو نواس گويد : هر چيز كه فراوان گردد ملامت آورد جز ادب كه هر چه افزونتر شود ميل به آن بيشتر شود و اشتهاى بدان افزونتر شود . آزمندى در خوردن ، پستى است و در ادب مروّت است . ابن سكّيت گويد : فراگير از ادب آن چه را كه دلاويز بود و گوشنواز و فراگير ، از نحو آن چه را كه سخنت بدان استقامت پذيرد و مشكلات را رها كن و فراگير از شعر آن چه را كه معانى لطيف در بر داشته باشد و از اخبار و اقوال و گفتار مردم فراوان فراگير ولى به گفتارهاى ناشايست آنها مولع مباش . ابو عمرو بن العلاء گويد : منذر بن و اصل را گفتند ، شوق تو به فرا گرفتن ادب چگونه است ؟ گفت : چون سخنى در آن باب مىشنوم دلم خواهد كه تمام اعضايم گوش شود تا آنچنانكه گوشم تمتّع مىيابد ، متمتّع شوند . پرسيدند : در طلب آن چگونهاى ؟ گفت : مانند مادرى فرزند گم كرده كه فرزند خود طلب كند كه جز آن فرزندى ندارد . پرسيدند : حرص تو بر ادب چون است ؟ گفت : مانند كسى كه به جمع مال حريص باشد و مالى گزاف به دستش افتد . ارسطاطاليس گويد : كاش مىدانستم آنكه سرمايهء ادب دارد چه ندارد و آنكه از ادب بىبهره است چه دارد . عمر ( رض ) مىگفت [ 1 ] زبان و ادب عربى آموزيد كه عقل را استوار مىكند و بر مروّت بيفزايد . جاحظ مىگفت : عيوب سخن چند چيز است ، تصحيف و سوء تأويل و خطا در ترجمه . تصحيف را چند وجه است : مشدّد نخواندن حرف مشدد و مشدّد خواندن حرف غير مشدد و نيز از جهت اعراب و يا به اشتباه افتادن به سبب شباهت حروف . سوء تأويل در اسمهايى است كه در صورت همانندند ولى در معنى مختلف ( چون سليم كه هم به معنى تندرست است و هم به معنى مار گزيده ) و يك اسم را كه معانى مختلف
--> [ 1 ] نور القبس : 2 .